آتش در خرمن

مرور و معرفی یار مهربان ۲: «آتش در خرمن»

نویسنده: حسین فتاحی، تصویرگر: مهدی کریم‌خانی، ناشر: انتشارات شکوفه (وابسته به انتشارات امیرکبیر)، مصوّر رنگی، ۱۴۰ صفحه، ویژه‌ی گروه سنی «د»، کتاب برگزیده‌ی سال ۱۳۶۷.

شماره‌ی ۲۶ – از کتابخانه‌ی بالان

من «آتش در خرمن» را بارها توی هر دو کتابخانه (ملی و دیجیتالی) دیده بودم و از مدت‌ها پیش، نشان‌اش کرده بودم. چون خیلی دوست داشتم کتابی را که برگزیده‌ی سال ۱۳۶۷ بوده، بخوانم. درواقع، کنجکاو بودم راز برگزیده شدنش را کشف کنم. ولی اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که با چه کتاب متفاوتی روبه‌رو خواهم شد. من هیچ تصوّری از این که داستان درباره‌ی چیست، نداشتم. نه توضیحی در پشت جلد کتاب بود و نه قبلاً نقدی درباره‌ی آن خوانده بودم. نمی‌دانستم وقتی کتاب را باز کنم، بی‌مقدمه و دفعتاً از روستایی در اطراف «سوسنگرد» سَر درخواهم آورد، آن هم درست در میان صدای توپ و گلوله‌ی عراقی‌ها.

باری، نویسنده، در این کتاب، دانای کل و راوی است. او داستانی از روزهای آغازین جنگ ایران و عراق را از زبان «رحمان» تعریف می‌کند. «رحمان»، قهرمان داستان است. البته نه از آن ابَرقهرمان‌های شگفت‌انگیزی که هم شاگرد ممتازند، هم ماجراجو و هم دارای نیروهای ماورایی. هرچند، مثل تمام قهرمان‌های کتاب‌ها، او هم «یتیم» است. ولی چیزی که حضورش و ماجراهایش را باورپذیر می‌کند، این است که داستان هیچ اصراری بر تمام‌عیار بودن او ندارد و به او قدرت پرواز و کارهای جادویی نمی‌دهد. و این خیلی خوب است.

«رحمان» ۱۳ سال دارد و یک چوپان ساده است که مثل همه‌ی بچه‌های دیگر دنیا؛ ناراحتی‌ها، دل‌خوشی‌ها و دلتنگی‌هایی دارد. او هم دلش گاهی خیلی شور می‌زند، و گاهی هم می‌ترسد. حتی یک بار هم سخت سرما می‌خورد. ولی اتفاقات سختی بر او رفته که دارد برای‌تان بازمی‌گوید. او با همه‌ی سادگی‌اش، شما را آرام‌آرام با حال و هوای روستای مرزی‌شان، نحوه‌ی زندگی‌ خودش و مردم آشنا می‌کند. هم‌زمان زمزمه‌های شروع جنگ را که خیلی او را ناراحت و آزرده می‌کرده‌اند، کم‌کم به گوش‌تان می‌رساند. ولی در هر حال، نیروهای عراقی، با خبرهای ضد و نقیض و پچ‌پچ‌های فراوانی که از مدت‌ها پیش در میان مردم راه افتاده، به درون روستا می‌خزند و جنگ و ویرانی و اسارت را در سرتاسر منطقه می‌پراکنند. پابه‌پای نفوذ آن‌ها، ماجراهای پُر فراز و نشیبی برای «رحمان» اتفاق می‌افتد. گاهی بسیار هیجان‌انگیز و نفس‌گیر؛ مثل زمانی که می‌خواهد «جاسب» را لابه‌لای گاومیش‌های اربابش، از محاصره‌ی سربازان دشمن، فراری دهد.

«آتش در خرمن» افزون بر این که داستانی پُرماجراست، خواننده را با پوشاک، اصطلاحات بومی، پوشش گیاهی و جانوری و جغرافیای منطقه، هم آشنا می‌کند. نویسنده در پاورقی‌های متعدد، برای خوانندگانی مثل من که هیچ آشنایی‌ای با ویژگی‌های جنوب ایران و یا زبان عربی ندارند، نکات زیادی را با زبان ساده و کوتاه توضیح می‌دهد. کتاب ۸ فصل دارد. هر فصل با یک نقاشی پایان می‌یابد. نقاشی‌ها گاه با رنگ‌های گرم‌شان، جنوب و حال و هوای بیابان‌های جنوب را به تصویر می‌کشند. تأکید تصویرگر بر استفاده از رنگ‌های یکنواخت زرد و سیاه و تصویرهایی بدون جزئیات، فضای دوران جنگ را می‌شناساند. اول کتاب هم نقشه‌ای از منطقه هست که خواننده بتواند مکان‌هایی را که در داستان نام برده می‌شوند، بهتر درک کند.

و اما کاستی‌ها و ضعف‌های داستان و کتاب: اول از همه این که برای من مهم بود که بدانم آیا این داستان واقعی بوده یا نه. در حالی که کتاب، مقدمه‌ یا حتی نوشته‌ی پشت جلدی ندارد که توضیحی در این‌باره بدهد. دومین نکته این است که بعضی جاها، منطق داستان، پذیرفتنی و باورکردنی نیست و توی ذوق می‌زند. برای نمونه، «جاسب» که پایش تیر خورده، چرک هم کرده، به آب و غذا و دارو هم دسترسی ندارد، بعد از یک ماه، خودبه‌خود کاملاً خوب می‌شود و فرار می‌کند. یا مثلاً «رحمان»، گاومیش‌های ارباب را صبح برای چرا می‌برد و وقتی شب به روستا برمی‌گردد، یک اتفاق تازه در داستان روی داده. و این، بارها در طول داستان تکرار می‌شود. انگار قرار است بار جرقه‌ی تمام رویدادهای داستان را همین بیرون رفتن «رحمان» از روستا، به دوش بکشد. علاوه بر این‌ها، گاهی نویسنده/راوی، اصرار دارد داستان را خیلی شتاب‌زده و لابه‌لای گفت‌وگوی شخصیت‌ها پیش ببرد. مثل بردن اهالی روستا به عراق یا روَند اتفاقات جنگی‌ای که دارد می‌افتد. معلوم نیست که آیا یک خاطره‌‌نویسی جنگی یا ادبیات جنگی است، یا داستانی تخیلی که در آن، حوادثی جنگی هم روی داده‌اند. خواننده، در تمام طول داستان، دائم  برای رسیدن نیروهای ایرانی، درگرفتن یک جنگ جانانه، بیرون راندن نیروهای دشمن و آزاد کردن روستا انتظار می‌کشد. اما برخلاف انتظار، تا پایان داستان، فقط پشت سر هم می‌خواند: «مثل این که دارد خبرهایی می‌شود». آن هم خیلی سطحی و تکراری و یکنواخت. درباره‌ی ویرایش کتاب، هم هیچ نگویم، خیلی بهتر است.

امیدوارم شما کتاب را بخوانید و آن را بپسندید.

مطالعه‌ی کتاب، به نصب هیچ‌گونه نرم‌افزار و یا ثبت‌نام و عضویت و… نیازی ندارد. می‌توانید سرراست به «کتابخانه‌ی ملی کودکان و نوجوانان ایران» و یا «کتابخانه‌ی دیجیتالی بین‌المللی کودکان» بروید. برای ورق زدن و مطالعه‌ی کتاب از پیکان‌ها، ذره‌بین‌ها، نمایش چندصفحه‌ای و گزینه‌های دیگر در بالای پنجره‌ی کتاب استفاده کنید.

همان‌طور که پیشتر هم نوشته‌ام، مطالعه‌ی کتاب نیازی به عضویت ندارد، ولی می‌توانید بدون هیچ محدودیتی و به رایگان، در «کتابخانه‌ی ملی کودکان و نوجوانان ایران» عضو شوید، کتابخانه‌ی شخصی برای خودتان بسازید و کتاب‌هایی را که می‌خوانید یا دوست دارید در آن جمع‌آوری کنید و یا حتی برای کتاب‌هایی که می‌خوانید نظر بنویسید و نظرهای‌تان را هم‌خوان کنید. بزرگترین خوبی این «کتابخانه» و فرق بزرگ و مهمش با کتابخانه‌های دیگر این است که غیر دانلودی و غیر پی‌دی‌افی است.

Advertisements

دربارهٔ رامن

Student. Book lover. Firefox user. l
این نوشته در مرور و معرفی «یار مهربان ۲», ۱. رایاکتاب: ارسال شده و با , , , , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.