ریشه‎های نام جزیره‎ی کیش: از افسانه‎ی گربه‎ تا دزدان دریایی

گوشه‎ای از تاریخ پُر فراز و نشیب و شگفت‎انگیز جزیره‎ی‎ کیش –

روایت اول – افسانه‎ای:

[…] در روزگاران گذشته، در جزیره‎ی سیراف، ناخدایی به‎نام قیصر زندگی می‎کرد که دارای سه پسر بود. پسر بزرگ او قیس نام داشت. بعد از مرگ پدر، پسران در اندک‎زمانی، میراث پدر را تمام کردند. مادر خود را در سیراف گذاشته و خود برای زندگی به جزیره‎ای در نزدیکی آن رفتند. در آن‎جا از شاخ و برگ درختان برای خود خانه‎ای ساختند و ماهیگیری می‎کردند. در آن هنگام، ناخدایی از سیراف عازم هند بود. رسم بر این بود که ناخدایان از همه‎ی ساکنان، کالایی به امانت می‎گرفتند تا در مقصد برای او بفروشند. ناخدا وقتی به خانه‎ی قیصر مراجعه کرد، مادر قیس چیزی برای فروش نداشت. به اصرار، گربه‎ی خود را به ناخدا داد. ناخدا وقتی به هندوستان رسید، چون کالاهای زیادی با خود آورده بود، بسیار مورد توجه قرار گرفت. پادشاه هند برای او مجلس باشکوهی ترتیب داد.

در آن روزگار، موش‎ها در هند بسیار فراوان بودند، به‎طوری که در هنگام غذا خوردن، در بالای سر ِ مهمانان، چند نفر ایستاده و موش‎ها را فراری می‎دادند. ناخدا وقتی وضع را این‎چنین دید، گربه‎ی پیرزن را آورد. با حضور گربه، موش‎ها فراری شدند. بزرگان هند که تا آن هنگام گربه‎ای ندیده بودند، به‎پاس این خدمت مادر قیس، پاداش فراوان برای او فرستادند. پس از بازگشت ناخدا به سیراف، مادر قیس با همه‎ی ثروت به‎دست آورده، به نزد پسران کوچ کرد. با این ثروت، خانواده‎ی بنی‎قیصر معروف شدند و جزیره به‎نام قیس نامگذاری شد، که بعدها این نام به کیش تغییر کرد. (ص 26)

روایت دوم – تاریخی:

حکومت‎ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند، تا نوبت به سلجوقیان رسید. در این دوره، جزیره‎ی کیش، جزیره‎ای پُررونق و باشُکوه بود. قارود، حاکم سلجوقی سعی کرد که کیش را به بزرگترین مرکز بازرگانی خلیج فارس تبدیل کند و در این راه به موفقیت رسید. در همین زمان، بنی قیصر یا ملوک کیش، در این جزیره به قدرت رسیدند.

[…] قیصر از ناخدایان یکی از جزیره‎های جنوب بود. پس از مرگ قیصر، خانواده‎ی او به‎تدریج فقیر و بی‎چیز شدند. پسر بزرگ قیصر، به‎نام قیس، به همراه دو برادرش برای به‎دست آوردن کاری پُردرآمد، به جزیره‎ی کیش رفتند و در آن‎جا ابتدا ماهیگیری را در پیش گرفتند. پس از مدتی، عده‎ای را دور خود جمع کردند و پس از کمی زد و خورد، جزیره را تحت فرمان خود درآوردند. قیس و دارودسته‎اش، تصمیم گرفتند برای به‎دست آوردن پول بیشتر، راهزنی کنند. آن هم نه راهزنی روی خشکی، بلکه آن‎ها در دریاها به کشتی‎ها حمله می‎بردند و اموال‎شان را غارت می‎کردند. به این ترتیب، جزیره‎ی کیش به‎دست دزدان دریایی افتاد. (ص 30)

منبع: کتاب «کیش، راهنمای گردشگری کودکان و نوجوانان»، از کتابخانه‎ی ملی کودکان و نوجوانان ایران.

Advertisements

دربارهٔ رامن

Student. Book lover. Firefox user. l
این نوشته در گزیده‌هایی از «یار مهربان ۲», ۱. رایاکتاب: ارسال شده و با , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.