متفاوت

متفاوت - بالانچند روز پيش با دوستانم داشتيم كلكسيون عكس‌های موبايل‌های‌مان را به هم نشان می‌داديم. اين عكس را توی موبايل دوستم ديدم. از آن خوشمان آمد، زياد! به لطف جناب گوگل، توانستم توی وب، بدون كپي‌رايتش را پيدا كنم. آن روز دوستم گفت: «قرمز، رنگ خطره! يعنی اين پسر مريض است و برای بقيه خيلی خطرناك است.» دوست ديگرم گفت: «نه! اگر خطرناك بود، همه دستش را نمی‌گرفتند كه! برای اين قرمز است كه خيلی كمك لازم دارد. اصلاً شايد يتيم است و خانواده‌اش را از دست داده است.»

می‌گويند يك عكس، به‌جای هزار كلمه، حرف می‌زند. من می‌گويم گاهی يك عكس، هزار تا سؤال برای آدم پيش می‌آورد. مثل همين عكس. نمی‌دانم آيا نظر دوستانم درست است يا نه؟ نمی‌دانم آيا اين كه آدمك قرمز با بقيه تفاوت دارد، خوب است يا بد؟ نمی‌دانم خودش از اين موضوع خوش‌حال است يا ناراحت؟ نمی‌دانم بقيه درباره‌ی او چه فكر می‌كنند و آيا از متفاوت بودن او، خوش‌حال‌اند يا ناراحت؟ نمی‌دانم آيا متفاوت بودنش، دست خودش بوده، يعنی خودش خواسته كه متفاوت باشد، يا نه؟ نمی‌دانم اصلاً به چه دليل اين همه با بقيه تفاوت دارد؟ فقط می‌دانم خيلی خوب است كه همه‌ دستش را گرفته‌اند و تنهايش نگذاشته‌اند … حتی با اين كه خيلی متفاوت است …

این نوشته را اولین‌بار در تاریخ 16 فوریه‌ی 2009 در «baallaan» نوشته و منتشر کرده بودم.

Advertisements

دربارهٔ رامن

Student. Book lover. Firefox user. l
این نوشته در ۴. خودمانی ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.