طب اطفال # 1

پیش‌گفتار

همیشه آرزو داشتم یک خانه‌درختی برای خودم داشتم، تا با خیال راحت توی آن بنویسم و نقاشی بکشم. خواهش می‌کنم اجازه بدهید این کنج، همیشه امن و امان بماند و بتوانم مثل خانه‌درختی رؤیایی‌‌ام، با خیال راحت (ضعیف یا قوی، باحوصله یا بی‌حوصله، خوب یا بد، …) در آن بنویسم. به حقوق یکدیگر و کپی‌رایت احترام بگذاریم.

باب‌الأوّل – تشریح

درست یادم نیست چند سال پیش. هنوز مهدکودک نمی‌رفتم. سخت بیمار شده بودم و باید روزی سه بار، «آقا» می‌شدم و «شربت سرماخوردگی اطفال» را که سعی می‌کردند با شعر و نمایش و بازی، به‌خوردم بدهند، مثل «آقاها» می‌خوردم. تا این که دیگر خیلی از مزه‌ی تلخ و مراسمش کلافه شدم. رفتم «مِرک منوال»های دوجلدی را از کتابخانه‌مان آوردم تا نشانم بدهند که «این اطفال، کجای آدمه؟!» و این که بالأخره «پس این اطفال من کِی خوب می‌شه؟!»

Advertisements

دربارهٔ رامن

Student. Book lover. Firefox user. l
این نوشته در ۳. طب اطفال ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.