گودر-گَردی ادبی

  • دیگر راستی‌راستی گودر بیچاره‌ام در حال انفجار بود. گفتم قبل از این که سونامی امتحان‌ها من را با خودشان ببرند، «یک کوچولو» بنشینم و خواندنی‌هایم را بخوانم. خدا را چه دیدی، شاید همه‌شان لینک‌های خوش‌مزه و مینیمال و … باشند و زود تمام‌شان کنم. ولی همین «یک کوچولو» نشستن بر سر گودر، همانا و یک میلیون کلیک‌ پشت سر هم، همانا.
  • داشتم با حداکثر سرعت از این‌جا به آن‌جا و آن‌جاتر پیش می‌رفتم، که رسیدم به «کتابخانه‌ی دانشگاه فردوسی مشهد / کتب قدیمی رایگان». شگفتا که تا حالا آن را ندیده بودم و توی لیست کتابخانه‌های بَرخطم نداشتمش. به امید یافتن یک جرعه ادبیات جدید، یک‌سَر رفتم قفسه‌ی علوم انسانی. از شدت ذوقم می‌خواستم همان اول، «طب کودکان / دکتر محسن ضیایی» را بردارم. خوب که قبل از دریافت، از بزرگانمان پرسیدیم چیست و به چه کار می‌آید. اسباب خنده‌ی همه شدم. باری … سه تا کتاب دریافت کردم. همین‌طور شانسی. تا چه از آب دربیایند. البته با  بسی مکافات دانلود کردم. نمی‌دانم اشکال از نت ما بود یا کتابخانه، خیلی سنگین و کُند بود.
  • «دستور زبان فارسی» را خیلی دوست داشتم داشته باشم، ولی از شانس من، فقط دکورش توی ویترین کتابخانه بود.
  • باز هم «تاریخ بیهقی» را گذاشتم برای بعد. هم قطعه‌قطعه بود و دریافتش پُردردسر، هم وقت کافی می‌خواهد، که تا 40 روز دیگر، هیچ یافت می‌نگردد. اسم این کتاب و هیبت و سبکش، از دور، آدم را می‌ترساند. ولی به دو دلیل خیلی دوست دارم بخوانمش. یکی این که معلم‌های‌مان همیشه خیلی با آب و تاب از آن تعریف می‌کنند. یکی هم این که، خیلی وقت پیش‌ها، «همشهری جوان»، که زمانی مرتب به خانه‌ی ما تشریف می‌آورد، بازنویسی جدیدی از آن را نقد و معرفی کرده و نوشته بود: «هرکس که تاریخ بیهقی نخوانده، اصلاً فارسی نخوانده»! * و من از آن موقع، خیلی کنجکاو شدم که این کتاب را که چنین تعریفی دارد، بخوانم. هرچند تا به‌حال نشده که نشده. البته خودم تا حالا همّتم نیامده!
  • چقدر خوش‌حال شدم از این همه فیدفید و لینک‌لینک، نقد و توضیح و خبر و نظر درباره‌ی کتاب و نمایشگاه کتاب و از همه جالب‌تر: «مسابقه‌ی محبوب‌ترین کتاب داستانی». افسوس که ما اجازه داریم فقط تماشاچی مسابقه باشیم. پارسال و پیارسال، مطلب خواندنی و جالب چندانی درباره‌ی یار مهربان و حتی نمایشگاه کتاب نبود. یا اگر بود، من پیدا نمی‌کردم. ولی امسال عطر کتاب در وب فارسی پیچیده همی و این خیلی من را خوش‌حال می‌کند.
  • یک عالمه فید جدید هم مشترک شدم! من که روز ِ روزش فیدهای روزانه‌ام حدود 400 تا می‌شد، حالا دیگر، نشده بازش کنم و کمتر از 1000 باشد. فکر کنم باید همه را ستاره‌ بزنم تا تابستان XO

پ.ن.:

*«بازخوانی‌های جعفر مدرس از متون کهن / تاریخ بیهقی / نشر مرکز / «همشهری جوان» نوشته بود: حتماً چاپ‌های انتشارات هرمس باشد (!) (برداشت از دفتر یادداشت ملوکانه‌‌ی خودم: فهرست کتاب‌هایی که باید بخرم.)

Advertisements

دربارهٔ رامن

Student. Book lover. Firefox user. l
این نوشته در ۴. خودمانی ارسال شده و با , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.