داستان‌های خیلی کوتاه

زمانی «ارنست همينگوی»، تنها با شش كلمه، داستان كوتاهی نوشت و آن را بهترين اثر خود ناميد:

For Sale: baby shoes, never worn

«فروشی: كفش نوزاد، نو (هرگز پوشيده نشده).»

سال‌ها پس از او، در سال 2006، 33 نفر از محبوب‌ترين نويسندگان در «Wired» معروف، گرد هم آمدند و داستان‌های بسيار كوتاهی، تنها با شش كلمه، نوشتند و پنج نفر از برجسته‌ترين طراحان، نیز برخی از آن داستان‌ها را به تصوير درآوردند. در بين اين داستان‌ها، چند داستان جنگی (!) هم هست. داستان‌هایی با كمترين كلمه، که وادارمان می‌‌كنند برگرديم، چند بار ديگر هم آن‌ها را بخوانيم و روی كلمه‌هايشان مكث كنيم:

H-bombs dropped; we all died. – Howard Waldrop

«بمب‌های هيدروژنی فرودآمدند؛ همه مُرديم.»

پ.ن.:

این نوشته را اولین‌بار در تاریخ 22 دسامبر 2008 در «baallaan» – با تغییراتی – نوشته بودم.

Advertisements

دربارهٔ رامن

Student. Book lover. Firefox user. l
این نوشته در ۴. خودمانی ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.